Sunday, October 25, 2009
دوستان، عزیزان، و همکاران: کسی که یه لا پیرن تنشه و احساس میکنه سردشه، میتونه یه چیزی روش بپوشه که سردش نشه. کسی که یه تیشرت پرپری تنشه که گرمشه، هیچ کاری نمیتونه بکنه که گرمش نشه. خاموش کنین این سیستم گرمکننده کثافت رو!
Saturday, October 24, 2009
اینا که میگن 124 هزار پیامبر تا حالا فرستاده شده، لیستی، چیزی هم ازشون دارن؟
Monday, October 12, 2009
داشتم لیست برندههای جشنواره رسانههای دیجیتال رو میدیدم که یکی از مواردش که یه "اختراع"بود به شدت نظرم رو جلب کرد: آینهای که میشه با اتصالش به لنز عکس پانورامای 360 درجه گرفت. بعد از یه کم جستجو به این صفحه هم رسیدم که توش این ماجرا رو اختراعی به شماره 42243 از همون آقا، مهدی بیک محمدلو، معرفی میکنه: http://www.parsinvent.com/inventdb/000001mbml/inv1.html و مشکل من با کل این ماجرا اینه که همچین چیزی سالهای ساله که تو دنیا به طور تجاری تولید میشه و خود من هم چند سال پیش با گرفتن مشخصات و طرحش یکی ساختم. اصلا هم کار سختی نبود، آینه رو سفارش دادم به یه کارگاه ساخت لنز و عدسی، با حدود 150 تومن "اختراع" خودم رو تحویل گرفتم!
چند وقت پیش آموزش و پرورش یه جشن برای تقدیر از نویسندههای کتابهای جدید درسی و رونمایی کتابها گرفته بود و امروز هم جشن دومی برگزار شد. به خاطر کتابی که این اواخر برای آموزش و پرورش نوشتم دعوت شدم و یه عالمه سخنرانی گوش دادم. نکته جالبی که تو سخنرانی یکی از مدیران رده بالای آموزش و پرورش بود این بود که تاکید میکرد یکی از مسایلی که تو تالیف کتابهای جدید در نظر گرفتن، رفع کلیشههای تبعیض جنسی بوده! البته قطعا با این اصطلاحاتی که من میگم ماجرا رو نگفت، چون اینها تو کانتکست دیگهای هستن و بار معناییشون فرق میکنه، ولی معنی حرفایی که میزد دقیقا همین بود. خیلی از این بابت خوشحال شدم. کشف و حذف کلیشههای تبعیض جنسی کار خیلی سختیه... اکثرشون به شدت مخفیان. مطمئنن نمیشه به این راحتی تمام کلیشهها رو حذف کرد، ولی شروعِ این کار با کلیشههای واضح و کلی قدمهای اول راهیه که به جاهای بهتری ختم میشه.
Saturday, October 10, 2009
داریوش آشوری اگه تو عمرش کاری نکرده باشه جز ترجمه چنین گفت زرتشت، میشه ادعا کرد که خیلی بیشتر از سهمش به ایران ادای دین کرده؛ ترجمش در حد جادوس... ولی، مسئله اینه که به جز اون کار کارهای خیلی بزرگ دیگهای هم کرده. امروز که داشتم مطلبی رو تو یکی از وبلاگهای همیشگیم میخوندم، آدرس یه مقاله کوتاهِ داریوش آشوری رو پیدا کردم. پیشنهاد میکنم حتما این مقاله رو بخونین. کاملا کاربردیه و سه مطلب مهم نگارشی رو با مثالهای زیاد توضیح میده. اگه این سه مطلب رو تو نوشتن رعایت کنین، متنتون خیلی خیلی بهتر میشه. اگه از من میشنوین این مقاله رو از دست ندین. در ضمن، یادآوری میکنم که داریوش آشوری همیشه اونقدری که تو این مقاله به نظر میاد عصبانی نیست!
Wednesday, October 07, 2009
یه چیزی هست که به هر بیانیه حقوق بشری باید اضافه بشه، همچین هم از آزادی اندیشه و آزادی بیان کمتر نیست! هر انسانی حق دارد که بدون پدرسوختگی، باندبازی، دزدی و دلالی در حدی متوسط پولدار شود و اعتبار و احترام هم کسب کند.
Monday, October 05, 2009
در آرمانشهر نیازی به خبر، خبرگزاری، خبرنگار، شبکه خبری، گوینده اخبار و اینجور چیزا نیست... به خصوص از نوع سیاسیش.
Sunday, October 04, 2009
یکی بود میگفت اگه به جای هر بار تشکر یه دلار بهم داده بودن الان پولدار بودم. خوب بد نیست، خیلی هم خوبه، ولی من ترجیح میدم به جای هر بار که لازم بوده ازم تشکر کنن و نکردن یه دلار بهم بدن تا خیلی پولدارتر باشم.
Monday, September 28, 2009
اون قدیما که تبادل اندیشه سخت بود، اندیشههایی که تبادل میشدن خیلی نابتر از اونیان که الان باید تحملش کنیم... هر روز باید گوگل ریدر رو باز کرد و صدها مطلب جدید رو تو یه چشم به هم زدن رد کرد، به امید دیدن یه خط مطلبی که مزه بده... از همونایی که قدیم با هر روز باز کردن بیست سی تا وبلاگ حداقل یکی دوتاشو میشد پیدا کرد...
ویرایش صدا و تدوین فیلم کار بامزهایه، ولی یه مشکل بزرگ داره: موقع این کار نمیشه موسیقی گوش داد!
Saturday, September 19, 2009
یعنی واقعا آدم باید برای یه برنامهریزی ساده کارهاش تا ده شب صبر کنه که ببینه فردا تعطیله یا پسفردا؟؟؟؟
Sunday, September 13, 2009
هر چیزی بگیر نگیر داره، حتی مردن! یه عدهای به یه دلیل کشته میشن، یکیشون معروف میشه و تبدیل میشه به سمبل، اونای دیگه هیچی... حتی ممکنه ننه بابای بعضیاشونم هنوز ندونن که بچهشون مرده... آره، بگیر نگیر داره...
Wednesday, September 09, 2009
داشتم تو سایت خانه کتاب میگشتم و آمارهای نشر رو مرور میکردم؛ این اطلاعات رو در مورد میانگین تیراژ کتابها استخراج کردم: سالهای 73 تا 82: حدود 5200 نسخه سالهای 83 تا 87: حدود 4100 نسخه سال 88: حدود 3000 نسخه
Sunday, August 23, 2009
همیشه از این گرایشهای التقاطی پستمدرن بدم میومده. این مدت اخیر پتانسیل این ماجرا خیلی بیشتر شده؛ از جنبه غالبِ معترضینِ به انتخاب گرفته تا خودِ احمدینژاد و حتی اوباما، همه و همه به این سمت حرکت کردن! نگرانم...
فرا رسیدن ماه اعتصاب غذا رو به همه اعتصابکنندهها تبریک میگم!
Saturday, August 22, 2009
اینجا هر فرد حریمی خصوصی داره که در اون کاملا امنه و آزادی داره؛ هیچ کس هم مجاز نیست که به حریم خصوصی دیگران تجاوز کنه. البته مشخصه که هر جایی حریم خصوصی نیست؛ حریم خصوصی خلاصه میشه در قبر.
Tuesday, August 11, 2009
دارم از زور خواب میمیرم، فردا هم 7 صبح جلسه دارم. دلم نمیاد برم بخوابم، احساس میکنم اگه الان برم بخوابم که هم خستگیم در بره و هم فردا صبح راحتتر بتونم بلند شم، اسیر روزمرگی شدم.
Sunday, August 09, 2009
حالا ممکنه بگین فرافکنیه، چه اشکالی داره؛ من فقط دلم میخواد این هم در نظر گرفته بشه که پشتش به شبهه-استدلاله. اینی که میگم شبهه-استدلاله و نمیگم مثلا استدلاله یا سنده یا مدرکه یا اثباته یا اینطور چیزا هم دلیلش این نیست که ضعیفتر از اوناییه که مردم میگن اینطوریه، اینه که من تو نسبت دادن این چیزا سختگیر ترم. ااااه، خسته شدم، میرم میخوابم، بعدا درباره اون چیزی که ممکنه بگین فرافکنیه و من نمیگم که نگین فرافکنیه و فقط میخوام تاکید کنم و شما قبول کنین که پشتش یه شبهه-استدلاله صحبت میکنم.
Sunday, August 02, 2009
همه دیر یا زود فیلتر میشوند...
Thursday, July 30, 2009
آره، خیلی کارا از رو ترسه. حالا یه سریهاش از رو ترسه، یه سریش از ترسِ ترسیدن. به هر حال ترسه... ترس....
Wednesday, July 29, 2009
طبق گزارشهای رسیده، هر هفته بالغ بر پنج مادر برای ساکت و متفرق کردن کودکان خردسال خود از گاز اشک آور استفاده میکنند. کارشناسان معتقدند که برای تحت کنترل بودن این مسئله، باید مدیریتی متمرکز بر آن اعمال شود. کارشناسان همچنین میگویند که...
یه آدمی بود یه زمانی به یه دلایلی فکر کردم وبلاگش جالبه، گذشتمش تو گوگل ریدر. بعد یه مدتی پشیمون شدم و برداشتمش. آخه نوشتههاش یا بده و لج منو در میاره، یا حتی خوبه، ولی باز هم لج منو در میاره. الان که این لعنتی تو گوگل ریدرم نیست، حداقل روزی دو سه نفر پنج شیش تا مطلبش رو شیر میکنن. این خودش یه بدی، یه بدی دیگه این که بین شیرهاشون تکراری هم زیاده. همه اینها یه طرف، یه چیز دیگه اینکه هروقت گوگل ریدر قراره گیر بکنه و خونده شدهها رو خونده نشده فرض کنه، میخوره به پست این آدم و باز مطالبش میاد تو لیست مطالب من! حتی رد کردن مطالبش هم لج منو در میاره. کجا فرار کنم نمیدونم... بابا این حال منو به هم میزنه!!!
Saturday, July 25, 2009
نمیدونم خبر دارین یا نه، و اگه خبر داشته باشین براتون اهمیتی هم داره یا نه؛ به هر حال فروشگاه بتهوون دوباره باز شد (خیابون سنایی، پلاک 23). امروز یه سر رفتم اونجا... یه صفحه و یه دیویدی خریدم... مزه داد.
خوب، عدهای دارن با فرستادن پستهایی که عنوانشون این چیزی باشه که میبینین، یه شبهه بمب گوگلی درست میکنن. منم که اهل شرکت کردن تو راهپیمایی نیستم، گفتم حداقل در این حد مشارکت کرده باشم...
Friday, July 24, 2009
بله، میشه بهش گفت برخورد دیالکتیکی، ولی مشکل اینه که انقدر سعی کردین با فرضیات طرف مقابلتون بهش گیر بدین که یادتون رفته خودتون هم فرضیاتی داشتین! در ضمن فراموش نکنین اونهایی که وسیله رو قربانی هدف کردن معمولا به "هدف" دیگهای رسیدن.
Thursday, July 23, 2009
بالاخره بعد از گذشت چند سال، گالری عکسهام رو تغییر دادم. هم بهروز شد و عکسهای جدید رو گذشتم توش، هم اینکه یه موتور درست و حسابی براش کار گذشتم و دینامیک شد. یه قسمت فتوگالری هم بهش اضافه کردم که بعد از این توش عکس خواهم گذشت. البته تمام عکسهایی که تو فتوگالریش خواهم گذشت عکسهای خودم نیست، هر عکسی به نظرم جالب بیاد میذارم اونجا. قسمت فتوگالری فید هم داره که اگه دوست داشته باشین میتونین مشترکش بشین.
Sunday, July 19, 2009
خیلی وقتا میشه که میگن فلان اتفاق بزرگِ نامطلوب با فقط یک اشتباه رخ داد. ولی اینطور نیست؛ هیچوقت یک اشتباه اتفاق بزرگی رو به وجود نمیاره؛ همیشه حداقل دو اشتباه وجود داره. دومیش همونیه که همه میبینن، و اولیش (که نمیبینن) ایجاد سیستمیه که با یه اشتباه دیگه، اتفاق نامطلوبِ بزرگی به وجود بیاره.
Saturday, July 18, 2009
هروقت عده زیادی از مردم به مدت کافی با هم متحد باشن، معنی رایج چنتا واژه تغییر میکنه.
دیگه حالم داره از این ماجراها به هم میخوره! انگار هر خری بیاد با حکومت مخالفت کنه کل پروندش پاک میشه و یه دفعه همه مدافعش میشن، اون هم همه جانبه! حالا از موسوی و کروبی بگیر، یا بقیه اینایی که این مدت اسمشون اومد، تا آمریکا و انگلیس و ...
Friday, July 17, 2009
هیییی... روزگار... توجه! هرگونه کپیبرداری از جمله بالا بدون اجازه کتبی پیگرد قانونی دارد.
Friday, June 26, 2009
این سایت هک شده بود = گه خوردم، دیگه از این چیزا نمینویسم!
کمیته بینالمللی المپیک از ایران خواهش کرده که برگزاری سه دوره آینده المپیک رو به عهده بگیره، چون بیشتر از هر کشور دیگهای قادر به حفظ امنیت مسابقاته و میتونه کاری کنه که دوباره روحیه ورزشکاری و انساندوستی، که مدتهاست از این بازیها رخت بر بسته، به اون برگرده. دولت ایران هنوز نظرش رو در مورد این پیشنهاد اعلام نکرده.
اینو ممکنه قبلا هم تو وبلاگم نوشته باشم؛ به هر حال امروز که مایکل جکسون مرد دوباره یادش افتادم. دوم راهنمایی بودم، تبلیغات رسانههای ایران در مورد تهاجم فرهنگی غرب خیلی زیاد شده بود و نوک پیکان این تهاجم-نامیده-شده هم موسیقی غربی بود. یه روز یکی از بچههای مدرسه اومد جلو و ازم پرسید "هرچی خواننده آمریکایی بلدی نام ببر"... اون روز بود که فهمیدم به جز چند استثنا، تنها جواب بچهها "مایکل جکسون، مدونا،... ممم، ...، مممم، همین!" بوده. پ.ن. یعنی ممکنه خود اون آدم یادش باشه که یه روزی همچین کاری کرده و بعد وبلاگ من رو هم بخونه و بعد یه ایمیل به من بزنه بگه "من بودم!" تا منم خرکیف بشم؟
شب گذشته مزدوران BBC خواننده محبوب و تازه مسلمان آمریکایی، به نام مایکل جکسون را به قتل رساندند. ظاهرا این عمل بعد از حمایت وی از رئیس جمهور منتخب ملت ایران صورت گرفته است. لازم به ذکر است که همین شبکه خبری بعد از این جنایت برنامههای متعددی درباره این خواننده ساخته است و از این بابت به سود هنگفتی نیز دست پیدا کرده. لازم به ذکر است که اسناد تمام مطالب گفته شده نیز موجود میباشد.
Thursday, June 25, 2009
یه نیگاهی انداختم، وقتی "دروغ" رو تو گوگل بگردیم، حدود 60٪ جوابها یه جوری به احمدینژاد مربوط میشه. امیدواریم که در چهار سالِ پیش رو، این رقم به کوری چشم دشمنان به 100٪ برسه.
Monday, June 22, 2009
چنتا مشکلی که این مدت تو حرکتهای مردمی به نظرم اومده: 1. حرکتهای احساسی نتیجه مطلوبی ندارد؛ سعی نکنین حرکت رو احساسی کنین. 2. حرکتهای انقلابی معمولا نتیجه مطلوبی ندارن؛ سعی کنین مسایل رو ریشهای و دایمی کنین. رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود. 3. آدم نباید دو بار از یه سوراخ گزیده بشه؛ بعضی راههایی که بعضیها برای به نتیجه رسیدن بهش امیدوارن و سعی میکنن ازشون استفاده کنن همون راههایی هستن که به شکلهای دیگه باعث به وجود اومدن مشکلایی شدن که الان دنبال راه حلشون هستیم. 4. قرار نیست خر عوض بشه و پالون ثابت بمونه؛ اینکه کسی به خشونت اعتراض داره چطوری میتونه معنی داشته باشه، وقتی که اگه اون آدم امکانش رو داشته باشه خشونت به خرج بده، در مقابل کسی که با خشونت باهاش برخورد میکنه؟
هفته بعد همین موقع: به نشانه اعتراض، اعتراضی کوبنده، فردا ظهر راس ساعت 12 همگی تو دلمون میگیم "گه!" لطفا در پخش این اطلاعیه همکاری کنین.
Friday, June 19, 2009
این روزا همش یاد اون روزایی میفتم که به خاطر تقلب تو مدرسه میگرفتنم... الان میتونم ازشون شکایت کنم؟
Tuesday, June 16, 2009
اگه یه روز اعلام کنن که میخوان آرا رو بازبینی کنن، از همین الان تصویر احمدینژاد جلو چشممه که میاد با اون لبخند بیمثالش میگه که بله… ما توجه شدیم که دشمن توطئه کرده تو انتخابات اشتباهاتی به وجود بیاد. بعد از پیگیریهای زیاد متوجه شدیم همینطوره و انقدر پیگیری کردیم تا بلاخره مراجع مربوطه قبول کردن که آرا رو بازبینی کنن.
بلاگر رو هم بستن که تو وبلاگامون ننویسیم… این رو هم نوشته نشده فرض کنین.
Monday, June 15, 2009
جناب آقای احمدینژاد؛ هشتمین پیروزی پیاپی و قانونی جنابعالی را در انتخابات ریاست جمهوری صمیمانه تبریک میگوییم.
جمع کثیری از هواداران
|